نویسندگان :
دکتر آرش معتدل عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
مصطفی حسن زاده دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
معصومه غفوری دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
احمد رضا شفاهی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
احمد ابراهیمیدانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
TMBAچكيده
در انتهای دهه 70 گلدرات یک فیزیکدان جوان ایده های خود را درخصوص زمان بندی تولید ارائه نمود وی بسته نرم افزاری بهنام OPT نیز ارائه نمود که بسیاری از شرکتها آن را مورد استفاده قراردادند . در اواخر دهه 80 گلدرات ایده های خود را مورد بازنگری قرارداد و روشي برپايه اهداف و رويه هاي كار كارخانجات ارائه داد كه فلسفه حاكم بر آن با نام تئوري محدوديتها (THEORY OF CONSTRAINTS=TOC) و راهكارهاي اجرايي آن به نام فناوري توليد بهينه، شهرت يافت. تئوري محدوديتها مبتني بر بهبود مستمر بوده و تمركز اصلي آن بر شناسايي محدوديتها و گلوگاههاي توليدي به منظور افزايش مستمر دستيافت كل كارخانجات است، اجراي موفق تئوري محدوديتها مستلزم اجراي الگوريتمـي با 5 گام اساسي و توجه به قواعد خاصي است. تئوري محدوديتها را مي توان نگرش سيستماتيك نوين در فرايند تفكر ناميد. فرايند تفكر تئوري محدوديتها به عنوان ابزاري براي حل مسئله، تشخيص و از بين بردن محدوديتها، ذهنيتها و راههاي سنتي موجود مورداستفاده مديران قرار مي گيرد. ابزاري كه "گلدرات"براي اجراي تئوري محدوديتها ايجاد كرد مشتمل بر 5 درخت منطقي وقوانين حاكم بر آن است.(2)
همچنین او معتقد است هر علمی دارای یک مسیر تکامل است وی MRP را اولین مرحله برنامه ریزی تولید و JIT را مرحله میانی و TOC را مرحله نهایی می داند .به بیان دیگر گلدرات TOC را آخرین حلقه ای می داند که باعث شده است تا برنامه ریزی تولید به صورت یک علم درآید.
واژگان کلیدی :
تئوری محدودیت ها – مهندسی مجدد – کایزن
ادامه مطلب